محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
42
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )
وهمچنان كه در كُنه ذات او نبايد فكر كرد ، و به آن نمىتوان رسيد ، در كُنه صفات او هم نبايد فكر كرد ، و از اينجاست كه هر كس در حقيقت علم او سخنى گفته ، و هيچ يك به حقيقت نرسيدهاند ، بلكه قائل به امرى ناخوش شدهاند از اثبات شريكى يا تعدد قديمى يا حلول حادثى در او . و همچنين است حقيقت افعال كه به كنه حكمت در فعل او ، بلكه در حقيقت تعلّق اراده وارتباط حادث به قديم وكيفيت ايجاد نمىتوان رسيد ، بلكه بسيارى از اوقات ؛ كه به حقيقت افعال بندگان ووجه حكمت آن نمىتوان رسيد چه جاى فعل خدا ، چنان كه موسى پيغمبر الوالعزم ، آيهء كبرى ، حكمت افعال خضر عليه السلام را ندانست ، و بر او اعتراضات كرد « 1 » ، چه مىشود كه ما حقيقت فعل خدا ووجه مانع نشدن او ظالم را از مظلوم ندانيم ، نمىبايد به سبب عجز از ادراك حكمت ، نسبت قبح وجهالت به او بدهيم . و اگر متوهّمى گمان كند كه هرچه بود به رضاء اوست ، و آنچه او به او راضى شود قبيح نخواهد بود ، پس ديگر قبيح كدام است ؟ و معصيت كدام است ؟ و تمام قرآن وحديث كه منع از آنها در معاصى شده لغو وعبث خواهد بود ، چنان كه مولوى گفته : سنگ را هرگز نگويد كس بيا * از كلوخى كس كجا جويد وفا ؟ آدمى را كس نگويد تو بپر * يا بيا اى كور تو در من نگر « 2 »
--> ( 1 ) الكهف ( 18 ) 70 78 ( 2 ) مثنوى 5 / 79 80